فارغ التحصیلی از 10 سال از هم جدا آموزش اهمیت قدردانی از لحظات

این افکار است که برای اولین بار رخ داده است در من زاده فارغ التحصیلی بیش از 10 سال پیش در حال حاضر بازگشت و جلو و حتی سخت تر در رگ و ریشه دل به من نزدیک خود من دختر فارغ التحصیلی این ممکن است.

زمانی که Peyton متولد شد و در سال 1992 من نیست که بچه های خود من بود و هنوز ازدواج کرد. بنابراین از بسیاری جهات او احساس کودک من بیش از حد. هنگامی که او و برادر او جلب شد کمی من می خواهم توقف بیش به خانه خواهر در جنوب فارگو برای ما چیزی به نام “همبرگر و سیب زمینی سرخ شده جمعه.” من می خواهم مک دونالد یا برگر کینگ برای خواهر من و بچه ها قبل از رفتن به کار من تولید اخبار تلویزیون در بعد از ظهر و شب.

من صرف مقدار زیادی از زمان در آن خانه و گرامی تماشای رشد کودکان و نوجوانان: Peyton عشق از همه چیز پلنگ و درو با شیفتگی به دختران ادویه. 2000, من ازدواج کرده بود و پس از مدت کوتاهی در سال های 2002 و 2004 فرزندان خود من متولد شد. در Peyton فارغ التحصیلی در سال 2010, دختران من شد 8 و 6 تا دبیرستان سال به نظر می رسید خیلی دور.

 logo

WDAY logo

گوش زندگی می کنند

پخش زنده

اما در آن زمان فقط چند نگاهها در Peyton فارغ التحصیلی پوستر هیئت مدیره آن روز در گاراژ خانه باز به درک فقط چگونه سریع زمان همه بروید. من جنگیدند اشک زمانی که من در مورد او که بود و چه دوست داشتنی زن جوان او تبدیل شده بود. قسم به خودم که بعد که من گرامی هر روز تنها از دختران من’ در حال رشد تا سال. همه از پدر و مادر در خانه باز من توصیه به انجام همان. لورا بود و در درجه دوم اردن در مهد کودک.

من فکر کردم من تا به حال مقدار زیادی از زمان.

آره راست. خوب در اینجا من 10 سال بعد. لورا در مورد تحصیلات تکمیلی و اردن دوم و در یک چشم بر هم, من به پدر و مادر, مشاوره همه شما پدر و مادر با آنهایی که کمی به دوست داشتن ، من مدیریت آن را انجام دهد مثل من سوگند من در سال 2010 ؟

مکث برای خود بازتاب.

من نمی دانم اگر من می دانم که پاسخ به آن است. من دوست دارم بگویم طی 10 سال گذشته من هرگز نا امید شد با ظروف کثیف چپ در اتاق خود و یا رانندگی خود را به و از او بی شماری از فعالیت های بعد از مدرسه. من. و من می خواهم بلافاصله از جا در رفته در خودم چون من به طور کامل savoring رشد خود را تا سال راه کسانی که عاقلانه 2010 پدر و مادر را. من خیلی خوش شانس به این دختران شگفت انگیز در زندگی من و من نباید تحریک شده و پیچیده در آنها به طوری که اغلب.

واقعیت این است که من شده اند در. چه کسی است ؟ شاید کارول بردی یا ژوئن ساطور? من عدم برروی موی مدل موی زیبا و به ندرت لباس مروارید و کفش پاشنه بلند در حالی که جارو بنابراین شاید من به معنای زندگی ایده آل خود را.

مشکل این است که هیچ یک از این پدر و مادر در سال 2010 کمی فقط چگونه بسیاری از زمان من باید savoring رشد سال. اگر من تا به حال شناخته شده است که شاید من می تواند قرار داده اند با هم یک صفحه گسترده گوگل با ساعتی برای دیدار با اهداف در هر روز.

“هیچ تریسی, من می دانم که شما خسته هستید, و شما فقط می خواهید برای رفتن به اتاق خواب و استراحت و تماشای ‘Downton Abbey” اما شما کوتاه 17 دقیقه savoring وقت با کیفیت با دختران خود. رفتن در اتاق خود را و از آنها بخواهید برای به اشتراک گذاشتن افکار خود را و رویاهای.”

اگر تنها آن بود که آسان است.

 logo

ما باید اهداف را برای دیگر بخش هایی از زندگی ما است. چگونه بسیاری از فرشته وزن را امتیاز می توانید در یک روز چگونه بسیاری از مراحل به ثبت در FitBit? اما هیچ کس به شما می گوید که چقدر زمان شما در حال قرار بود “لذیذ” رو به رشد تا سال و چقدر زمان شما مجاز به trainwreck است — زندگی دائم و گاهی اوقات بازی پلیس بد با آنها.

بنابراین شما از چپ به سعی و تلاش برای رسیدن به کمال مثل کارول و ژوئن و زمانی که شما سقوط راه را کوتاه و شما را به شما ضرب و شتم خود را. اما من آمده ام تا به یاد بگیرند که زباله در کل از زمان.

من می توانم به عقب نگاه در 10 سال گذشته و در واقع 18 سال گذشته با لورا کنید که مادری بود که سختترین کار پاداش من و ام تا به حال. هر دو دختران من به چالش کشیده اند من با فروتنی من ساخته شده و من متوجه عمق من عشق می تواند انسان دیگر.

 logo

به عنوان لورا در مورد به مجموعه ای خاموش به دنیا من می دانم که او آماده است. من از دست این لبخند صورت کمی نگاه از من از مهدکودک عکس از “پودینگ نقاشی روز؟” شاید. اما به عنوان من در چهره او در حال حاضر با پوشیدن رژ لب به جای شکلات, من می دانم که دختر کوچک است که هنوز هم در آن وجود دارد. او فقط مسن تر و عاقل تر و خیلی بیشتر سرگرم کننده است. و اسان روت. آیا من ذکر اسان آموزش داده ؟

من می توانم به عقب نگاه در حال حاضر از طریق دبیرستان موزیکال, شکل اسکیت, مسابقات, و, کنسرت, و می دانم که من انجام بهترین من می توانم با روز من بود. Somedays, روز دشوار بود. کار به چالش کشیدن خانه یک ظرف غذا بود و من احساس نمی مانند در حال رشد کردن اجازه دهید به تنهایی یک مادر savoring هر لحظه. روز دیگر من تقریبا لرزاند صورتی فلر آهنگ کت و شلوار و تلاش به مانند Amy Poehler, سرد, مامان در “Mean Girls.”

چه پیر گفت؟: “هشتاد درصد از موفقیت است فقط نشان دادن.” من امیدوارم که من می دانم که من بزرگترین فن و من همیشه خواهد بود.

آن را به اندازه کافی است ؟

آیا باید تاسف?

من می تواند بهتر شده مادر برای 18 سال گذشته?

من مطمئن هستم که من می شده اند. اما بر خلاف Marty McFly من نمی توانم که DeLorean به عقب در زمان و تغییر هر چیزی. من به اعتماد که در آن همه چیز به اندازه کافی. من فقط می توانید نگاهی به من و پدر و عالی فرد او در حال حاضر می دانند که من بخشی از آن است. من نمی تواند همه بد است.

و من امیدوارم که شما پدر و مادر در سال 2030 خواهد احساس به همان شیوه.

ببینید این داستان و بیشتر در تابستان در ذهن بچه مجله در غرفه این هفته در منطقه فروشگاه های مواد غذایی در فارگو-مورهد وست فارگو و چنگال.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>