یک دهه چه بوده است آموخته از قرقیزستان را در سال 2010 درگیری?

این کشور به نظر می رسد نزولی به مقیاس کامل جنگ های داخلی و در عین حال آن را نداشت. تا حد زیادی این نبود با تشکر از مقامات. در واقع اقدامات سازمان های اجرای قانون در زمان منجر به دامن زدن به شعله های آتش جنگ است. در چندین موارد نظامی غیر منصفانه ای حذف موانع ساخته شده توسط ساکنان محلات مختلف بدون در نظر گرفتن اقدامات بیشتری برای حفاظت از آنها. در برخی موارد هنگامی که خشمگین جمعیت از حمله به پادگان نظامی نیروهای مسلح ارائه شده کمی مقاومت اجازه می دهد آنها را برای در اختیار گرفتن اتومبيل حمل و نقل اسلحه و مهمات که بعدها مورد استفاده در جنگ است.

بیشتر تجزیه و تحلیل از آنچه شناخته شده به عنوان 2010 اوش ‘حوادث’ با تمرکز بر تصویر گسترده تر مانند مبارزات قدرت در میان سیاستمداران و نخبگان منطقه ای, اقتصادی, نابرابری نارضایتی در بین گروه های قومی و ناهموار توسعه اقتصادی و اجتماعی این کشور را از شمال و جنوب. این عوامل ارائه بینش به زمینه که در آن خشونت بالا گرفت اما کمتر کارشناسان باید پرسید که چرا بسیاری از شهرها و روستاها با مخلوط قرقیزی و ازبکی جمعیت شد تا حد زیادی در امان از جنگ است.

به عنوان بزرگترین شهر در جنوب قرقیزستان آن را می توان استدلال کرد که اوش و جلال آباد بودند, طبیعی, نقاط کانونی برای خشونت قومی و بسیج. اما آنچه ما مشاهده روی زمین بود که حتی در این شهرها گسترش خشونت به طور یکنواخت در سراسر محلات مختلف ترک بسیاری از مناطق امن با وجود شدت و خشونت از جنگ مواج اطراف آنها را. این پناهگاه های امن وجود داشته با تشکر از اقدامات جوامع محلی. مردم محلی در نتیجه نقش کلیدی در deescalating وضعیت زمانی که دولت مرکزی و اجرای قانون بودند یا به طور کامل فلج قادر و یا تمایلی به دخالت و یا حتی همدستی در خشونت است.

درگیری آغاز شد و تنها دو ماه پس از یک قیام کرده بود عزل رئیس جمهور قربان بیک باقی یف داده در 7 آوریل 2010 آوردن به قدرت یک ائتلاف از سیاستمداران اپوزیسیون در قالب دولت موقت (IG). در متعاقب آن قدرت خلاء IG تنها می تواند در تمرین شرکت کنترل پایتخت بیشکک و دیگر مناطق شمالی. با شکست رسمی نهادهای دولتی محلی جوامع آمد برای تعیین دوره جنگ است.

داده های موجود در صفحه شطرنج مانند تفکیک شهرهای اوش و جلال آباد شیوع خشونت تبدیل تمام محلات به قومی انکلاوها. ساکنان بنا موانع و موانع برای دفاع از خود. این محلات شد و به طور موقت تبدیل به خودگردان واحد که در آن قدرت غیر رسمی رهبران جامعه گرفت از دولت در پرداختن به مواج خشونت است. آنها با آن مواجه unenviable وظیفه اصرار جوامع خود را به ورزش داری در حالی که تلاش برای برطرف کردن ترس و بی اعتمادی. بسیاری از این رهبران و فعالان مذاکره عدم تجاوز پیمان با دیگر جوامع محلی در نتیجه مقدار کمی خود را از خشونت و جلوگیری از تنش به جنگ داخلی. این است که با این واقعیت است که محلات با ضعیف اینتر-اجتماعی روابط و رهبران محلی با پایین ایستاده در میان ساکنان شد غرق خشونت خود را به دلیل ناکافی سازمانی ظرفیت و ضعیف هنجارهای متقابل است.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de