بنابراین برای پارکر دوستان و رفقای هستند در درجه اول کسانی که با آنها او سهام (ظاهرا یا در واقع) همان تجارب بلکه کسانی که همان نگرش نسبت به امپریالیسم و نژاد پرستی. آنچه برای او مهم است این است که ما نمی انقلاب برای دیگران که ما با آنها احساس ترحم بلکه به این دلیل ما می خواهیم آن را برای خودمان. “زمانی که من گوش دادن به مشکلات دیگران آن نیز بسیار مهم است به همین دلیل است که من علاقه مند هستم در او مشکلات”, Riadh بن عمار تاکید می کند در سایه از چادر سیرک که در آن چند صد نفر از فعالان سعی در پنهان کردن از آفتاب سوزان.

“دیگر توهم است که انقلاب شسته و رفته است. آن را شسته و رفته و یا زیبا و یا سریع. آن است که یک مرد روند. ما خواهد بود با مواجه با تصمیم گیری است که آسان نیست” پارکر آگاهانه اعلام کرد در حال حاضر 40 سال پیش. سوال این است: چه موانع به روند ایجاد مشترک و مبارزه برای دسترسی برابر به منابع و حقوق برای همه ؟ اگر ما دسترسی برابر به منابع و سپس ما نیاز به یک فرایند است که اجازه می دهد تا دسترسی برابر. این فرایند یک چالش است و در آن طول می کشد زمان و همچنین صبر و شکیبایی با هر یک از دیگر. اما اگر ما را به خودمان و هر زمان دیگر گوش دادن به هر یک از دیگر و گرفتار نیست در این امتیازات است که ما داریم اما به جای به اشتراک گذاری و استفاده از آنها, پس از آن شانس هستند بنابراین بد نیست که آن کار خواهد کرد دیر یا زود. این فرایند از ساختمان مشترک صورت می گیرد به عنوان یک تعامل مداوم با این سوال که چگونه به چنگ امکان این مشترک از عدم امکان آن است.

و فراتر از نژاد پرستی و پدر سروری

در میان بسیاری دیگر از کارگاه های آموزشی کارگاه پدر سروری صورت گرفت و در روز دوم از Transborder اردوگاه. آن در نظر گرفته شده برای باز کردن فضا برای بحث در مورد مشکلاتی که بوجود می آیند که مردم با تجارب مختلف و روش های کار با هم در یک پروژه و یا با هم زندگی می کنند. معلوم بود که آیا این امر می تواند یک بحث مشخص می شود بی اعتمادی و سکوت شرم آور و یا با اعتماد و برابر است. جو در ابتدا از کارگاه بود و نه مضطرب و مردد. جدا از این سوال شروع می شود که از کجا و چگونه به وجود آمده بیشتر ابهام که آیا این کارگاه باید برای همه یا فقط برای کسانی که مردم موضوع را به نژاد پرستی. در پایان این کارگاه ساخته شد و به روی همه باز و پنج ساعت به طول انجامید. برخی از 150 نفر ایستاده و نشسته با هم درگیر صحبت و گوش. برخی از در آمد برای استفاده از این اتاق به بحث در مورد تجارب خود را خود سوال و یا انتقاد خود را به دیگران ترجیح داده برای گوش دادن بی سر و صدا. این کارگاه با شروع داستان در مورد تجربه های خود از نژادپرستی در جنبش و پدر سروری در چمباتمه زدن.

“ما در یک چمباتمه زدن در ریمز, که در آن ما در حال 120 پناهندگان. هنگامی که روزنامه نگاران در اینجا آنها تنها سوال از حامیان” انتقاد یک رفیق از ریمز. یکی دیگر از دوستان داشتن رابطه جنسی زندگی می کند که در ریمز ادامه می دهد: “من زندگی می کنند در یک چمباتمه زدن است که در آن بسیاری از مردم فرانسه زندگی می کنند با مقالات. یک بار زمانی که روزنامه نگاران آمد, آن دسته از مردم اصرار داشت که من در صحبت با روزنامه نگاران. من به صحبت کرد و آنها را دو بار پس از آن من خودداری کرد. من یک قربانی نژاد پرستی. یکی دیگر از زمانی که من دست از صفحات در طول ناهار, دیگری, سفید حامی به من گفت نه به آن را انجام دهد چرا که او می خواهد به آن را انجام دهد. سپس من به اتاق من رفت چون من بسیار ناراحت اساس بیانیه ای که. اما زمانی که من او را دوباره دیدم تصمیم گرفتم به او بگویید که این خوب نیست و اگر ما می خواهیم به در همبستگی با یکدیگر ما باید به درمان هر یک از دیگر با احترام و بدون توجه به آنچه در مقالات ما”.

“من فکر می کنم وجود دارد دو نوع از نژادپرستی” یک فعال سیاسی می گوید: “یک زمانی است که مردم تماس پناهندگان فرزندان من’. و از سوی دیگر وجود دارد فعالان بر این باورند که همه چیز را که پناهندگان می گویند حق است. این بار منجر به این واقعیت است که یک فعال سیاسی بود که تحت تاثیر سوء استفاده توسط یک پناهنده را به پلیس برای جلوگیری از دادن یک تصویر بد از پناهندگان است. من واقعا فکر می کنم که یک مشکل است.” بنابراین پدر سروری می توان به تحقیر یک فرد اما پدر سروری نیز هنگامی که ما در بالا بردن یک فرد و نقصان آنها را از هر گونه انتقاد.

“من فکر می کنم ما در حال حاضر بسیار بیشتر پیش رو از چند سال پیش” کردی رفیق از آلمان اشاره می کند. “امروز ما بسیار موفق تر از به تازگی در باز کردن یک فضای مشترک برای افراد مختلف با دسترسی به منابع است که بدان معنی است که مردم در این فضا نیز در مورد این های مختلف دسترسی دارد و می خواهید برای شروع یک فرایند است. چه چالش ها از خود سازمان ؟ این سوال این است که ما باید به بحث دوباره و دوباره و به اشتراک گذاری تجارب روزمره. ما می دانیم که وجود دارد این است که پدر سروری – اما ما باید همچنین اجازه می دهد خود را برای تبدیل شدن به دوستان.

‘این به این معنی است که تمرکز من نیست داستان فرار اما ما تاریخ مشترک. من سازمان یافته در یک چمباتمه زدن و در آغاز من همیشه فکر می کردم: اوه جایی که من تا پایان. آنها تا به حال به مبارزه خود من تا به حال معدن. مردم در چمباتمه زدن بودند به خوبی مطلع و به من مشاوره خوب است. و آن را قطعا نبود برابری; است که همچنین ممکن است در ابتدا. اما این هم بود که در برابر هر یک از دیگر. آن همبستگی است که به دوستی. اگر ما این را به عنوان یک سرگرمی است اما سیاست را به زندگی روزمره و سپس ما نیز قادر خواهد بود به صحبت می کنند به اشتراک گذاشته شده سطح. آن است که نه موقت پروژه آن است که زندگی ما.

‘برخی از ما در مواجهه با بسیاری از محرومیت و تبعیض در این زندگی دیگران شاید تقریبا در تمام نمی شود. با این وجود ما هنوز هم می تواند موضعی مشترک برای مبارزه با محرومیت و تبعیض و برای ساخت سازه های همبستگی. ما یک جنبش یک جنبش است. افراد جدید در حال پیوستن به ما در همه زمان ها. این همچنین بدان معنی است که این تجربه باید گفت دوباره و دوباره. این مشکلی است که ما در حال بحث در اینجا ما نمی خواهد فقط خلاص شدن از شر. برخی از ما تا به حال به مبارزه برای زندگی ما و دیگران هیچ ایده ای در مورد چنین چیزهایی. درک این را به عنوان یک قدرت ما را بیشتر از فقط انتقاد از یکدیگر است. البته این نیاز حیاتی انعکاس, اما بالاتر از همه به آن نیاز دارد با توجه به آنچه ما مشترک است.”

“شما تجربه نژادپرستی در همه جا” می افزاید: یک رفیق “زمانی که در مترو وجود دارد صحبت از pickpockets و هر کس به نظر می رسد در من. یا یک فرد در اطراف می بیند یک فرد سیاه و سفید پشت سر او و ترس است. این است که بسیار مضر و ما نیاز به صحبت بیشتر در مورد این.” “در تراموا آنها نیست از من بپرسید برای من بلیط آنها از من خواستند که برای من مقالات” همچنان فعال از ریمز. “سپس یک بار دیگر من تا به حال برای رفتن به مقامات — آنها به سادگی نمی پذیرند مقالات من است. سپس رفت و در آنجا با یک فرد سفید و آنها پذیرفته شده مقالات. من خیلی عصبانی بود که افسر نمی جرات نگاه کنید من هر بیشتر. بار دیگر من توهین نژادپرستانه, بنابراین من فقط پانچ است که زن در صورت. وجود نژاد پرستی, بله, اما ما همچنین باید به یاد بگیرند که برای دفاع از خودمان و نه اجازه دهید آن را خراب کردن روز ما. ما لازم نیست که احساس گناه زمانی که ما غالب است. دیروز من در یک کارگاه در خود سازمان و مردم صحبت کردن در مورد همه چیز, اما خود سازمان است. هیچ کس قطع آنها را – که هم پدر سروری, اجازه دادن به مردم فقط به خاطر اینکه آنها تحت تاثیر نژادپرستی و یا مجبور به ترک خانه خود را فقط به بحث در مورد چیزی است که این نقطه در همه. بسیار مهم است که ما آدرس چیزهایی مانند دیروز کسی گفت: در مجمع عمومی که آن را تقریبا به طور انحصاری در آشپزخانه در اینجا در اردوگاه و آن است که قابل قبول نیست. و ممکنه در حال حاضر همه چیز تغییر کرده است.”

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de