اگر ما می خواهیم برای مقابله با نابرابری جهانی ما باید بهتر اقتصادی نظریه

این مقاله بخشی از ourEconomy را ‘Decolonising اقتصاد” سری.

در زمانی که COVID-19 همه گیر و قتل جورج فلوید کشیده اند با توجه به استارک بی عدالتی و نابرابری در ایالات متحده بلکه در سطح جهانی ناکافی بودن جریان اصلی اقتصاد برای توضیح ساختاری نابرابری در حال تبدیل شدن به طور فزاینده آشکار است. من تحقیقات اخیر نشان می دهد که وابستگی نظریه برنامه پژوهشی بسیار مهم است برای درک جهانی معاصر نابرابری و برای آینده با راه حل های پایدار.

توازن جهانی جدید نیست. در واقع آنها به خوبی شناخته شده برای قرن ها و معروف اشاره کرد که توسط نظریه پردازان وابستگی از 1960s و 1970s. اگر چه جهانی تولید و سرمایه گذاری تبدیل شده اند و پس از هسته اصول وابستگی نظریه باقی می ماند مربوطه. بعلاوه مهم رشته در وابستگی نظریه به طور خاص اشاره به نژادی و نابرابری – اگر چه, این است که اغلب فراموش شده (نگاه کنید به فصل 3 از کی 1989).

یک وضعیت “وابستگی” است که در آن “اقتصاد برخی از کشورها است مشروط” توسعه فرآیندهای دیگر. در حالی که وابستگی نظریه است که اغلب در ارتباط با آمریکای لاتین, شما می توانید پیدا کردن ایده های مرتبط با چنین رویکردی در سراسر جهان و پوشا قرن ها مانند تئوری های استعماری تخلیه از هند, ژاپنی, بورس تحصیلی در روابط قدرت بین مرکز و حاشیه, رادیکال آفریقایی بورس و کارائیب وابستگی مدرسه.

وابستگی برنامه های تحقیقاتی شامل مصرف جهانی تاریخی با رویکرد توسعه ای پلاریزه گرایش سرمایه داری جهانی به عنوان یک نقطه شروع و با تمرکز بر ساختار تولید و همچنین شرایط خاص محدودیت مواجه محیطی اقتصاد.

در حالی که در نظر گرفتن چنین رویکردی به طور طبیعی ممکن است به برخی از اقتصاددانان رادیکال آن می ایستد در تضاد کامل با میکرو گرا که مشخصه خیلی از توسعه معاصر اقتصاد که خلاصه از, جهانی, سیاسی و مشکلات ساختاری (نگاه کنید به عنوان مثال سیاست های اخیر پیشنهاد برای COVID-19 دیدگاه برای کشورهای در حال توسعه توسط برنده جایزه نوبل اقتصاددانان استر دوفلو و Abhijit بانرجی).

چگونه است که وابستگی نظریه به ویژه در حال حاضر ؟

اول از همه, چگونه صنعت در ساختار در سطح جهانی هنوز هم بازتولید روابط وابستگی و برگ کارگران در کشورهای در حال توسعه به خصوص در معرض در طول بیماری همه گیر. در حالی که ما شاهد تعمیق جهانی ادغام اقتصادی پس از دهه 1970 که همراه شده است با افزایش بهره وری و مسطح از جهان گسترش جهانی زنجیره ارزش شامل سفت و سخت قدرت عدم تعادل و آسیب پذیری برای کسانی که در پایین سلسله مراتب است.

بسیاری از کشورهای در حال توسعه شده اند قادر به حرکت فقط در زمان ساخت اما این محصول هنوز مشخص نسبتا کم ماهر و low-tech کار و سنگین تکیه بر شرکت های متمرکز در مرکز. به عنوان تقاضای جهانی اتومبیل به توقف تولید کارگران در حاشیه در حال دیدن شغل خود را ناپدید می شوند به عنوان شرکت های چند ملیتی لغو سفارشات خود را (موضوع مطرح شده توسط ILO به تازگی). در این دوفلو و بانرجی پیشنهاد به ارائه پایه اساسی جهانی درآمد مهم سیاست برای کاهش از دست دادن درآمد برای این کارگران اما shies به دور از پرداختن به مشکل اساسی از چگونگی تولید جهانی این است که ساختار در وهله اول. در حالی که درآمد اولیه می تواند تسکین موقت به درایو احیای اقتصاد ما نیاز به فکر می کنم خلاقانه در مورد چگونه ما می توانیم اجازه می دهد برای ایجاد توازن تولید به طوری که صنعت در جهان در حال توسعه می تواند پایدار و امن و بیشتر به سمت نیازهای داخلی است.

ثانیا کشورهای در حال توسعه همچنان در معرض مالی, چرخه های تولید شده توسط این مرکز بود که یک کلید بینش وابستگی نظریه پردازان. به عنوان سرمایه گذاران گله به ‘امن’ دارایی (دفعات بازدید: دارایی در مرکز) در پی COVID-19 همه گیر شده اند وجود دارد دراماتیک وارونه جریان سرمایه – در واقع بزرگترین خروج تا کنون ثبت شده است. علاوه بر این بسیاری از کشورهای در حال توسعه را تجربه کرده اند ارز depreciations و همچنین بدهی های شدید و مشکلات نقدینگی. به عنوان مقدار مورد نیاز مالی فضایی کشورهای در حال توسعه محدود به این عوامل خارجی فعالان و دانشگاهیان و سیاست گذاران باید به نام برای بدهی moratoria صندوق بین المللی پول پشتیبانی و بدهی در صورت لزوم سیاست.

نه تنها ساختار سیستم مالی جهانی را به کشورهای در حال توسعه بیشتر در معرض شوک و سرمایه, پرواز, اما آن را نیز باعث می شود آن را دشوار است به ویژه برای سازماندهی موثر پاسخ. این باعث شده است تا UNCTAD – سازمان ملل متحد سازمان ایجاد شده توسط یکی از پدران از وابستگی نظریه رائول Prebisch – به پیشنهاد ایجاد یک بین المللی بدن برای نظارت بر توسعه کشور بدهی برنامه های امداد در پی COVID-19. در نظر گرفتن چنین جهانی و ساختاری از نظر اقتصاد جهان خواهد بود لازم به مطمئن شوید که همه گیر نیست و به شدت تشدید نابرابری های موجود.

چرا وابستگی نظریه را رد کرد?

وابستگی نظریه از دست داده و نفوذ در 1980s. وجود دارد دو بارها ذکر شده دلایل این مرگ. برای اولین بار است که این نظریه ضعیف است. وابستگی نظریه شده است نقد بودن tautological برای انکار جنوبی بازیگران آژانس فاقد دقت و اقتصادی تقلیل. بسیاری از این نقد است که بر اساس ناقص و سطحی و اغلب درک نادرست از آنچه در نظریه وابستگی است. این چراغ وابستگی نظریه پرداز و رئیس جمهور سابق برزیل Fernando Henrique Cardoso به استدلال می کنند که رایج ساده سازی نظریه وابستگی در ما تا به حال ساخته شده آن را به “انسان کاه آسان برای از بین بردن”.

دوم مشترک توضیح در مورد تجربی تغییرات در اقتصاد جهانی که رندر وابستگی نظریه منسوخ شده است. این شامل انتقال از حاشیه به مرکز به طور سنتی توسط برخی از کشورهای پیرامونی و توسعه یکپارچه جهانی تولید سیستم. اما من استدلال می کنند که این تحولات جدید در واقع می تواند بسیاری fruitfully درک دقیقا از طریق وابستگی به برنامه های تحقیقاتی.

درست است که جدید بین المللی تقسیم کار پدید آمده است که با تغییر ساختار جهانی تولید شبکه است که اجازه بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه به حرکت به تولید از طریق مشارکت در دور افتاده جهانی زنجیره ارزش (GVCs). این توسعه استفاده شده است به عنوان یک استدلال در برابر ارتباط وابستگی نظریه که توسعه یافته در طول زمان هنگامی که تولید جهانی سیستم کمتر یکپارچه شده است.

اما با نگاه به صنعتی شدن از طریق GVCs در اندونزی به عنوان مثال آن را می شود روشن است که انتشار صنعتی به فعالیت های انجام شده در داخل سلسله مراتبی ساختار کنترل شرکت های بزرگ. از آنجا که این توسعه در اندونزی بود که مشخص نیست با توجه به نیازهای صنعتی از اقتصاد بلکه در راستای منافع سرمایه خارجی است. از این رو بخش تولید از اندونزی است که توسط محدود قابلیت های فن آوری و کشور باقی مانده است یک وارد کننده خالص از فن آوری های پیشرفته. به عنوان به رسمیت شناخته شده توسط محققان در وابستگی به سنت های توسعه ای از جمله تکنولوژی های بسیار مهم برای تولید و حفظ صنعتی شدن و رشد است. حتی برای چین یک کشور ساخته شده است که پیشرفت های قابل توجهی در نظر به روز رسانی و انبوه گسترش تولید و صادرات بر اساس آن ادغام GVCs این گسترش شامل یک وابستگی قوی در سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) سریع denationalisation از صادرات بخش تولید و سطح نسبتا پایین داخلی نوآوری گنجانیده شده صادرات.

با توجه به این که هیچکدام از موارد بالا توضیحات – وابستگی نظریه فاقد دقت و تجربی منسوخ ‘ – برگزاری آن است که بیشتر احتمال دارد که وابستگی به برنامه های تحقیقاتی بود به حاشیه رانده شده سیاسی و ایدئولوژیک ، این است که در خط با توماس کوهن در مشاهدات است که علم لزوما حرکت رو به جلو بر اساس اندازه گیری هدف از آنچه بهترین برنامه های علمی یا پارادایم است. در واقع اقتصاد و انضباط است infamously حذف طیف وسیعی از گمراه اقتصادی نظریه از آنجا که 1970s از جمله Keynesians, مارکسیستها و Institutionalists. به نظر می رسد که وابستگی نظریه نمی تواند از تاریخ بلکه از مد افتاد.

وابستگی احیای یک مسئول پاسخ

COVID-19 تشدید این محدودیت ها است که کشورهای در حال توسعه در حال حاضر چهره. در حالی که سیاست های داخلی باقی می ماند مهم برای مقابله با بحران به خصوص با توجه به تأمین سلامت و خدمات برای جبران درآمد از دست رفته وابستگی دیدگاه برجسته داخلی پاسخ کاملا ناکافی است.

وابستگی نظریه دارای درس های مهمی برای درک و مبارزه با جهانی سلسله مراتب از اشکال تولید و نوآوری و سرمایه گذاری که محدود کشورهای در حال توسعه سیاست های فضایی برای مقابله با بحران موثر است. این ما منجر به بحث در مورد چگونه به تغییر اقتصادی جهانی معماری برای مثال از طریق یک جهانی سبز جدید مقابله اصلاح سیستم پولی بین المللی, اصلاحات جهانی سیستم های تولید مواد غذایی و اصلاحات حکومت از تجارت بین المللی و حقوق مالکیت معنوی. نژادی و نابرابری های جنسیتی نیز نیاز به یک بخش مهم از این بحث و از وابستگی به برنامه تحقیقات به طور گسترده تر.

به عنوان Jayati Ghosh به تازگی قرار داده و آن را “Covid-19 همه گیر است خانه رانندگی فوریت انترناسیونالیسم”. در واقع, آن را برجسته نیاز به “تعمیر سیستم”. بنابراین زمان ما را ترک ایدئولوژیک جنگ بیش از دانش تولید کنار گذاشته به طوری که ما می توانیم اذعان سلسله مراتب و وابستگی در اقتصاد جهانی و حمایت پررنگ گام به سوی جهانی راه حل های ساختاری.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de